دیکشنری فارسی

foal

UKfoul USfəul

معنی فارسی

کره اسب کره الاغ (کره) زاييدن ياگذاشتن

معنی کامل و مثال‌ها

/fōl/n., vt., vi.

● (اسب یا خر یا قاطر و غیره) کره

● (کره) زاییدن

the mare foaled

مادیان زایید.

* in foal (or with foal)

(اسب و غیره) آبستن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a young horse
  2. give birth to a foal “the mare foaled” “Something ----s”

مترادف‌ها

noun
Colt.

واژه‌های دیگر با معنی «کره اسب»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن