دیکشنری فارسی

colt

UKkoultiʃ USkəult

معنی فارسی

کره کره اسب شخص نا ازموده

معنی کامل و مثال‌ها

/kōlt/n.

● (اسب و الاغ و غیره) کره، کر، (اسبدوانی) کره اسب (کمتر از چهارساله)، گشب، ستاغ

● جوان و بی‌تجربه، ناآزموده، تازه‌کار، خامدست

تعریف انگلیسی

noun
  1. a young male horse under the age of four
noun
  1. a kind of revolver

مترادف‌ها

noun
Young horse (male or female).

واژه‌های دیگر با معنی «کره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن