دیکشنری فارسی

spherically

UKsferikɑːliː

معنی فارسی

کره گوي جسم کروي فلک سپهر حوزه دايره محيط رتبه مقام

تعریف انگلیسی

adverb
  1. in a spherical manner “spherically shaped” “Derived from adjective: spherical”

واژه‌های دیگر با معنی «کره»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن