دیکشنری فارسی

footfall

UKfutfɔːl US'fu:t'fɔl

معنی فارسی

صداي پا صداي گام گام قدم

معنی کامل و مثال‌ها

/foot´fôl´/n.

● صدای پا

my father's footfall was familiar and pleasant to me

صدای پای پدرم برایم آشنا و خوشایند بود.

تعریف انگلیسی

noun
  1. the sound of a step of someone walking “he heard footsteps on the porch”

مترادف‌ها

noun
Footstep, tread, step, sound of one's step.

واژه‌های دیگر با معنی «صداي پا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن