footloose
UKfuːtluːs
US'fu:t'lu:s
معنی فارسی
بي بند وبار ازاد.
معنی کامل و مثالها
/foot´lōōs´/adj.
● بیقید و آزاد، بیپایبند، عیار، یک جا بندنشو، همیشه در حرکت، الخی
* footloose and fancy-free
فارغ و آزاد از قید و خیال