footpath
UKfutpɑːθ
US'fu:t'pæθ
معنی فارسی
پياده رو
معنی کامل و مثالها
/-path´/n.
● کوره راه، راه باریک (ویژهی پیادهها)، پاراه
a footpath linked the cottage with the river
راه باریکی کلبه را به رودخانه وصل میکرد.
مترادفها
noun
Footway.