دیکشنری فارسی

walkway

UKwɑːkwei US'wɔk'weı

معنی فارسی

پياده رو

معنی کامل و مثال‌ها

/wôk´wā´/n.

راه (به ویژه راه سر پوشیده برای قدم زنی)، گذر، دالان

واژه‌های دیگر با معنی «پياده رو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن