دیکشنری فارسی

walkway

UKwɑːkwei US'wɔk'weı

معنی فارسی

پياده رو

معنی کامل و مثال‌ها

/wôk´wā´/n.

● راه (به ویژه راه سر پوشیده برای قدم زنی)، گذر، دالان

تعریف انگلیسی

noun
  1. a path set aside for walking “after the blizzard he shoveled the front walk”

واژه‌های دیگر با معنی «پياده رو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن