دیکشنری فارسی

footsie

معنی فارسی

پا

معنی کامل و مثال‌ها

/foot´sē/n.

(واژه‌ی کودکانه) پا

* play footsie (with)

1- (به منظور اظهار محبت یا ابراز شهوت) پا به پای کسی مالیدن، زانو به زانوی کسی مالیدن (به ویژه در زیر میز) 2- (مجازی)رابطه‌ی مخفیانه داشتن با، (مخفیانه) لاس زدن با

for years he played footsie with the communists

او سال‌ها در نهان با کمونیست‌ها رابطه مخفیانه داشت.

واژه‌های دیگر با معنی «پا»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن