forbad
UKfəbæd
معنی فارسی
قدغن کردن نهي کردن منع کردن غير ممکن ساختن نا مقدور ساختن
قدغن کردن نهي کردن منع کردن غير ممکن ساختن نا مقدور ساختن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن