دیکشنری فارسی

forborne

UKfɔːbɔːn

معنی فارسی

خودداري کردن دست نگاهداشتن دست برداشتن تحمل کردن ساختن با

معنی کامل و مثال‌ها

/-bôrn´/vt., vi.

اسم مفعول: forbear

واژه‌های دیگر با معنی «خودداري کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن