دیکشنری فارسی

forcemeat

معنی فارسی

قيمه

معنی کامل و مثال‌ها

/fôrs´mēt´/n.

● گوشت خرد کرده و ادویه زده (که معمولا به درون شکم مرغ و غیره می‌چپانند و می‌پزند)

تعریف انگلیسی

noun
  1. mixture of ground raw chicken and mushrooms with pistachios and truffles and onions and parsley and lots of butter and bound with eggs

واژه‌های دیگر با معنی «قيمه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن