foreign particle معنی فارسی جسم خارجي واژههای دیگر با معنی «جسم خارجي» imbody جسم دادن به، صورت خارجي، نشان دادن embodied جسم دادن (به)، مجسم کردن، صورت خارجي دادن embodies جسم دادن (به)، مجسم کردن، صورت خارجي دادن embody جسم دادن (به)، مجسم کردن، صورت خارجي دادن