forenamed
معنی فارسی
مذکور، درپيش، سابقا ناميده شده .
معنی کامل و مثالها
/-nāmd´/adj.
● فوقالذکر، پیشنگاشت، پیشگفت
مترادفها
adjective
Aforesaid, above mentioned, forementioned, above named.
مذکور، درپيش، سابقا ناميده شده .
/-nāmd´/adj.
● فوقالذکر، پیشنگاشت، پیشگفت
adjective
Aforesaid, above mentioned, forementioned, above named.
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن