foreshow
معنی فارسی
از پيش نشان دادن ، پيشگويي کردن ،
از پيش دلالت کردن بر
معنی کامل و مثالها
/-shō´/vt.
● از پیش خبر دادن از، پیشنمایی کردن، پیش آگاهی دادن
تعریف انگلیسی
verb
- foretell by divine inspiration “Something ----s something”
مترادفها
verb active
Predict, foretell, forebode, prophesy.