دیکشنری فارسی

foreshow

معنی فارسی

از پيش نشان دادن ، پيشگويي کردن ،

از پيش دلالت کردن بر

معنی کامل و مثال‌ها

/-shō´/vt.

از پیش خبر دادن از، پیش‌نمایی کردن، پیش آگاهی دادن

مترادف‌ها

verb active
Predict, foretell, forebode, prophesy.

واژه‌های دیگر با معنی «از پيش نشان دادن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن