forewarning
معنی فارسی
از پيش اخطار کردن
تعریف انگلیسی
noun
- an early warning about a future event
از پيش اخطار کردن
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن