دیکشنری فارسی

forgiveness

UKfəgivnəs USfə'gıvnəs

معنی فارسی

بخشش بخشندگي غفران گذشتن عفو

معنی کامل و مثال‌ها

/fǝr giv´nis/n.

عفو، بخشش، بخشایش، گذشت، آمرزش

God's forgiveness of our sins

گذشت خداوند از گناهان ما

we ask for your forgiveness

از شما طلب بخشش می‌کنیم.

بخشایندگی، بخشندگی، تمایل به عفو و گذشت

تعریف انگلیسی

noun
  1. compassionate feelings that support a willingness to forgive
  2. the act of excusing a mistake or offense

مترادف‌ها

noun
Pardon, absolution, remission, acquittal.

واژه‌های دیگر با معنی «بخشش»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن