دیکشنری فارسی

fortuity

UKfɔːtjuːitiː

معنی فارسی

اتفاق تصادف قضا

معنی کامل و مثال‌ها

/fôr tōō´ǝ tē, -tyōō´-/n., pl.

تصادف، اتفاق، پیشامد

نیکبختی، بخت‌آوری

مترادف‌ها

noun
Accidentalness, casualness, chance, contingency.

واژه‌های دیگر با معنی «اتفاق»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن