foul language معنی فارسی سخن زشت فحش واژههای دیگر با معنی «سخن زشت» billingsgate سخن زشت، حرف بد، سخن بازاري indecent language سخن زشت، سخن ناشايسته indelicate language سخن خارج از نزاکت، سخن زشت smut دوده، لکه اي از دوده، سخن زشت smuttiness دوده، لکه اي از دوده، سخن زشت dust-brand دوده، لکه اي ازدوده، سخن زشت ribaldry هرزگي، بدزباني، فحاشي dirt چرک، کثافت، چيزبي بها indecency ناشايستگي، زشتي، کار ناشايسته ordure نجاست، براز، زباله