دیکشنری فارسی

fowl

UKfaul USfaul

معنی فارسی

مرغ ماکيان مرغ خانگي پرنده شکارکردن شکارمرغ وحشي کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/foul/n., pl.

(در اصل) پرنده (امروزه فقط در ترکیب به این معنی به کار می‌رود)، پرندگان، طیور

wildfowl

پرنده (یا پرندگان) وحشی (یا شکاری)

(انواع پرندگان اهلی که گوشت آنها را می‌خوریم) ماکیان، مرغ، خروس، غاز، بوقلمون، اردک (و غیره)

مرغ و خروس بالغ (در برابر جوجه)

گوشت مرغ، گوشت ماکیان، گوشت پرندگان اهلی

the food consisted of vegetables, rice and various kinds of fowl

غذا شامل سبزیجات، برنج و انواع گوشت ماکیان بود.

پرنده شکار کردن، پرنده در تله انداختن

تعریف انگلیسی

verb
  1. a domesticated gallinaceous bird thought to be descended from the red jungle fowl
  2. the flesh of a bird or fowl (wild or domestic) used as food
  3. hunt fowl “Verb Frames:” “Somebody ----s” “In the summer they like to go out and fowl”
  4. hunt fowl in the forest “Verb Frames:” “Somebody ----s” “Somebody ----s PP” “In the summer they like to go out and fowl”

مترادف‌ها

noun
1. Bird, winged animal.
2. Poultry, barn door fowl, domestic fowl.

واژه‌های دیگر با معنی «مرغ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن