دیکشنری فارسی

hen

UKhen UShen

معنی فارسی

مرغ ماکيان مرغ خانگي

معنی کامل و مثال‌ها

/hen/n.

مرغ (جنس مقابل خروس)

a hen lays eggs

مرغ تخم می‌گذارد.

hens and cocks

مرغ و خروس‌ها

پرنده‌ی ماده

peahen

طاووس ماده

(خودمانی) زن (به ویژه زن پیر)

تعریف انگلیسی

noun
  1. adult female chicken
  2. adult female bird
  3. flesh of an older chicken suitable for stewing
  4. female of certain aquatic animals e.g. octopus or lobster

مترادف‌ها

noun
1. Female bird.
2. Female of the domestic fowl.

واژه‌های دیگر با معنی «مرغ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن