freezes
UKfriːziz
US'fri:zız
معنی فارسی
يخ بستن بسته شدن منجمدشدن افسردن منجمدکردن خشک کردن انجماد
يخ بستن بسته شدن منجمدشدن افسردن منجمدکردن خشک کردن انجماد
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن