freighting معنی فارسی کرايه کرايه کشتي بارکشي ابي حمل دردروي دريا بارکردن واژههای دیگر با معنی «کرايه» hire کرايه، اجاره، مزد passage money کرايه، کرايه مسافر، خوراک freight کرايه، کرايه کشتي، بارکشي ابي fare کرايه، مسافرکرايه اي، خوراک transport charges کرايه carriage forward پس کرايه، کرايه در مقصد پرداخت مي شود carrige forward پس کرايه، کرايه به عهده گيرنده کالا conductitious کرايه اي، اجاره اي، مزدي back freigt پس کرايه، پرداخت کرايه backfreight پس کرايه