frenetic
UKfrənetik
USfrə'netık
معنی فارسی
آتشي ، از جا در رفته ، ديوانه ، عصباني
معنی کامل و مثالها
/frǝ net´ik/adj.
● سر آسیمه، آسیمه، شوریده، (به حالت) جنون آمیز، بر آشفته (frenetical هم می گویند)