دیکشنری فارسی

freshener

معنی فارسی

تازه کردن خنک کردن شيرين کردن تازه شدن نيرودادن

تعریف انگلیسی

noun
  1. anything that freshens

واژه‌های دیگر با معنی «تازه کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن