friendless UKfrendlis معنی فارسی بيکس بي يار بي دوست واژههای دیگر با معنی «بيکس» kinless بي خويش، بيکس forlorn بيچاره، پريشان، بيکس outcast رانده، بيرون انداخته، مردود Strand کنار دريا، کرانه، ساحل helpless بيچاره، درمانده، ناتوان