دیکشنری فارسی

frizzly

معنی فارسی

فردار پيچ دار تابدار مجعد

معنی کامل و مثال‌ها

/friz´lē/adj.

● دارای فرهای ریز و به هم فشرده، وز وزی، وز کرده، فرخال

تعریف انگلیسی

adjective
  1. (of hair) in small tight curls

واژه‌های دیگر با معنی «فردار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن