دیکشنری فارسی

frontage

UKfrʌntidʒ US'frʌntıdʒ

معنی فارسی

حريم ، جلوخان ، ميدان ، منظره ،

وضع عمارت ازاينکه روبچه چيزواقع است

معنی کامل و مثال‌ها

/frunt´ij/n.

● بخش جلو ساختمان، رو، نما، ضلع

a building with frontage on the sea

ساختمانی که رو به دریا است

● (زمین بین ساختمان و پیاده‌رو) حیاط

● (مرز جلو زمین که در امتداد خیابان است) بر، جبهه

the land has a frontage of thirty meters

زمین سی متر بر خیابان دارد.

● (زمین کنار رودخانه یا دریا یا خیابان و غیره) کناره، کرانه، ساحل

a narrow frontage

کناره‌ی باریک

تعریف انگلیسی

noun
  1. the extent of land abutting on a street or water
  2. the direction in which something (such as a building) faces
  3. the face or front of a building

واژه‌های دیگر با معنی «حريم»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن