frontage
UKfrʌntidʒ
US'frʌntıdʒ
معنی فارسی
حريم ، جلوخان ، ميدان ، منظره ،
وضع عمارت ازاينکه روبچه چيزواقع است
معنی کامل و مثالها
/frunt´ij/n.
● بخش جلو ساختمان، رو، نما، ضلع
a building with frontage on the sea
ساختمانی که رو به دریا است
● (زمین بین ساختمان و پیادهرو) حیاط
● (مرز جلو زمین که در امتداد خیابان است) بر، جبهه
the land has a frontage of thirty meters
زمین سی متر بر خیابان دارد.
● (زمین کنار رودخانه یا دریا یا خیابان و غیره) کناره، کرانه، ساحل
a narrow frontage
کنارهی باریک
تعریف انگلیسی
noun
- the extent of land abutting on a street or water
- the direction in which something (such as a building) faces
- the face or front of a building