frore
معنی فارسی
يخ زده ، بسيارسرد ، پوشيده ازشبنم يخ زده ،
خنک ، لوس
معنی کامل و مثالها
/frōr/adj.
● (قدیمی) بسیار سرد، یخ زده
يخ زده ، بسيارسرد ، پوشيده ازشبنم يخ زده ،
خنک ، لوس
/frōr/adj.
● (قدیمی) بسیار سرد، یخ زده
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن