frore
معنی فارسی
يخ زده ، بسيارسرد ، پوشيده ازشبنم يخ زده ،
خنک ، لوس
معنی کامل و مثالها
/frōr/adj.
● (قدیمی) بسیار سرد، یخ زده
تعریف انگلیسی
adjective
- very cold “whatever the evenings be--frosty and frore or warm and wet”