دیکشنری فارسی

frown

UKfraun USfraun

معنی فارسی

اخم کردن ، ترشرويي کردن ، با اخم ساکت کردن ،

اخم ، ترشرويي

معنی کامل و مثال‌ها

/froun/vi., vt., n.

اخم کردن، ابرو در هم کشیدن، سگرمه در هم کشیدن، عبوس شدن، (با: on یا upon) با اخم نگاه کردن (به)، (مجازی) با بی میلی نگاه کردن به، ناچیز پنداشتن، از سر سیری (به چیزی) نگاه کردن، ناپسند شمردن، ناخشنودی نشان دادن

when she saw us, she frowned

وقتی ما را دید اخم کرد.

he raised his hand and frowned at his watch

دست خود را بالا آورد و با اخم به ساعتش نگاه کرد.

the natives frowned upon the way we dressed

بومیان از طرز لباس پوشیدن ما خوششان نمی‌آمد.

ten thousand dollars a month is nothing to frown at

ده هزار دلار در ماه پولی نیست که بتوان از آن چشم پوشی کرد.

اخم

an old man with a perpetual frown

پیرمردی با اخم همیشگی

when he saw me, his frown became deeper

وقتی مرا دید اخم او ژرف‌تر شد.

ناخشنودی، عبوسی، ترش‌رویی

* frown upon (or on)

ناپسند شمردن، ناخشنودی نشان دادن، مذموم شمردن

gambling is frowned upon in this country

در این کشور قمار را بد می‌دانند.

مترادف‌ها

I. verb neuter
Scowl, look stern.
II. noun
Scowl, stern look.

واژه‌های دیگر با معنی «اخم کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن