دیکشنری فارسی

scowl

معنی فارسی

اخم کردن روي درهم کشيدن ترشرويي کردن اخم ترشرويي

معنی کامل و مثال‌ها

/skoul/vi., vt., n.

عبوسی کردن، اخم کردن، ابرو درهم کشیدن، ترشرویی کردن

when the stepmother saw him she scowled

زن پدر تا او را دید اخم کرد.

نگاه تهدید آمیز کردن، چشم زهره رفتن

تهدید، چشم زهره، نگاه تهدیدآمیز

اخم، اخم و تخم، ترشرویی

مترادف‌ها

I. verb neuter
Frown, look angry, sour, or sullen, lower, glower.
II. noun
1. Frown.
2. Gloom, threatening aspect.

واژه‌های دیگر با معنی «اخم کردن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن