scowl
معنی فارسی
اخم کردن روي درهم کشيدن ترشرويي کردن اخم ترشرويي
معنی کامل و مثالها
/skoul/vi., vt., n.
● عبوسی کردن، اخم کردن، ابرو درهم کشیدن، ترشرویی کردن
when the stepmother saw him she scowled
زن پدر تا او را دید اخم کرد.
● نگاه تهدید آمیز کردن، چشم زهره رفتن
● تهدید، چشم زهره، نگاه تهدیدآمیز
● اخم، اخم و تخم، ترشرویی
مترادفها
I. verb neuter
Frown, look angry, sour, or sullen, lower, glower.
II. noun
1. Frown.
2. Gloom, threatening aspect.