دیکشنری فارسی

fruited

معنی فارسی

ميوه سود ثمر نتيجه ميوه دادن باردارکردن بردادن بار

واژه‌های دیگر با معنی «ميوه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن