دیکشنری فارسی

fruity

UKfruːtiː US'fru:tı

معنی فارسی

ميوه اي انگورمزه

معنی کامل و مثال‌ها

/frōōt´ē/adj.

(از نظر مزه و بو) میوه مانند، میوه سان، (شراب) با طعم میوه، میوه مزه

fruity wine

شرابی که طعم میوه دارد

(صدا) قوی و گیرا، پر جوهر

Ghamer Almolook Vaziri's fruity voice

صدای پر طنین قمرالملوک وزیری

جالب، پر آب و رنگ، گیرا، ربایا، دلربا

(خودمانی) خل وضع، غیر عادی، آدم ناجور

(خودمانی‌- تحقیر آمیز) وابسته به هم‌جنس بازی

تعریف انگلیسی

adjective
  1. tasting or smelling richly of or as of fruit
  2. informal or slang terms for mentally irregular “it used to drive my husband balmy”

واژه‌های دیگر با معنی «ميوه اي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن