fuddling
UKfʌdliŋ
معنی فارسی
گيج کردن مست کردن پيوسته مي خوردن مستي گيجي
گيج کردن مست کردن پيوسته مي خوردن مستي گيجي
همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.
دریافت اپلیکیشن