دیکشنری فارسی

full-blown

معنی فارسی

باز تمام شگفته تمام کامل باز پرباد

معنی کامل و مثال‌ها

/fool´blōn´/adj.

(گل) شکفته، باز شده

بالغ، رسیده، در حداکثر، در بالاترین درجه‌ی خود، کامل

تعریف انگلیسی

adjective
  1. fully ripe; at the height of bloom “a full-blown rose”
  2. having or displaying all the characteristics necessary for completeness “a full-blown financial crisis”

واژه‌های دیگر با معنی «باز»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن