دیکشنری فارسی

fumatory

معنی فارسی

دودي ، وابسته به کشيدن دود ، دودگاه ،

جاي دود دادن يابخاردادن

واژه‌های دیگر با معنی «دودي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن