دیکشنری فارسی

fumy

معنی فارسی

دودي بخاري دود دار بخاردار خشمگين

معنی کامل و مثال‌ها

/fyōōm´ē/adj.

پر از گاز دود، گاز دودآکند، پر بخار، پر هرم، دم دار

مترادف‌ها

adjective
Smoky, fuliginous, vaporous, full of smoke or vapor.

واژه‌های دیگر با معنی «دودي»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن