دیکشنری فارسی

furnishings

US'fə:nıʃıŋz

معنی فارسی

اثاثيه لوازم

معنی کامل و مثال‌ها

/fu_r´nish iŋz´/n.pl.

● (اثاثیه‌ی اتاق یا خانه و غیره: میز و صندلی و فرش و غیره) اثاثیه، اسباب منزل، تجهیزات و لوازم (زندگی یاکار)، مانه‌ها، کاچالگان

the apartment's furnishings were old and discolored

اثاثیه‌ی آپارتمان کهنه و رنگ و رو رفته بود.

● پوشاک، رخت

men's furnishings

پوشاک مردانه

واژه‌های دیگر با معنی «اثاثيه»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن