furnishings
US'fə:nıʃıŋz
معنی فارسی
اثاثيه لوازم
معنی کامل و مثالها
/fu_r´nish iŋz´/n.pl.
● (اثاثیهی اتاق یا خانه و غیره: میز و صندلی و فرش و غیره) اثاثیه، اسباب منزل، تجهیزات و لوازم (زندگی یاکار)، مانهها، کاچالگان
the apartment's furnishings were old and discolored
اثاثیهی آپارتمان کهنه و رنگ و رو رفته بود.
● پوشاک، رخت
men's furnishings
پوشاک مردانه