دیکشنری فارسی

gammer

UKgæmər

معنی فارسی

پيرزن نه نه جان پيرزن روستايي

معنی کامل و مثال‌ها

/gam´ǝr/n.

● پیرزن دهاتی، عجوزه

مترادف‌ها

noun
Goody, goodwoman, goodwife.

واژه‌های دیگر با معنی «پيرزن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن