دیکشنری فارسی

grannie

معنی فارسی

مادر بزرگ ، نه نه جان ، پيرزن ،

پيرزن يا پيرمرد خرف

تعریف انگلیسی

noun
  1. the mother of your father or mother

واژه‌های دیگر با معنی «مادر بزرگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن