دیکشنری فارسی

granny

UKgræniː US'grænı

معنی فارسی

(grannie) مادر بزرگ ، ننه جان ،

پير زن يا پير مرد.

تعریف انگلیسی

noun
  1. the mother of your father or mother
  2. an old woman
  3. a reef knot crossed the wrong way and therefore insecure

واژه‌های دیگر با معنی «(grannie) مادر بزرگ»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن