دیکشنری فارسی

gaol

UKdʒeil

معنی فارسی

زندان حبس نگاهداري زنداني کردن حبس کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/jāl/n.

(انگلیس) زندان (رجوع شود به: jail)

* gaoler, n.

زندانبان

مترادف‌ها

noun
[Written also and usually Jail.] Prison.

واژه‌های دیگر با معنی «زندان»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن