دیکشنری فارسی

garish

UKgɛəriʃ US'gerıʃ

معنی فارسی

زننده ، داراي زرق وبرق زياد ، زرق وبرق دار

معنی کامل و مثال‌ها

/gar´ish, ger´-/adj.

جلف، زننده، بیش از حد رنگارنگ و تو ذوق بزن

garish colors

رنگ‌های جلف

(به طور ناخوشایندی) مزین و رنگین، بد آراسته

(عطر) تند، زننده

garish perfume

عطر تند

مترادف‌ها

adjective
[Written also Gairish.] Flaunting, staring, glaring, showy, gaudy, tawdry, flashy.

واژه‌های دیگر با معنی «زننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن