garish
UKgɛəriʃ
US'gerıʃ
معنی فارسی
زننده ، داراي زرق وبرق زياد ، زرق وبرق دار
معنی کامل و مثالها
/gar´ish, ger´-/adj.
● جلف، زننده، بیش از حد رنگارنگ و تو ذوق بزن
garish colors
رنگهای جلف
● (به طور ناخوشایندی) مزین و رنگین، بد آراسته
● (عطر) تند، زننده
garish perfume
عطر تند
مترادفها
adjective
[Written also Gairish.] Flaunting, staring, glaring, showy, gaudy, tawdry, flashy.