دیکشنری فارسی

sarcastic

UKsɑːkæstik USsɑ'kæstık

معنی فارسی

زننده کنايه دار پهلودار طعنه اميز:طعنه زن کنايه گو

معنی کامل و مثال‌ها

/sär kas´tik/adj.

طعنه‌آمیز، کنایه‌آمیز (رجوع شود به: sarcasm)

اهل طعنه‌زنی، کنایه زن

* be sarcastic

طعنه زدن، گواژیدن، کنایه زدن

مترادف‌ها

adjective
Severe, cutting, taunting, satirical, sharp, biting, mordacious, sardonic.

واژه‌های دیگر با معنی «زننده»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن