دیکشنری فارسی

garlic

UKgɑːlik US'gɑ:lık

معنی فارسی

سير

معنی کامل و مثال‌ها

/gär´lik/n.

● (گیاه‌شناسی) سیر (Allium sativum)، پیاز سیر (که در خوراک مصرف می‌شود)

تعریف انگلیسی

noun
  1. aromatic bulb used as seasoning
  2. bulbous herb of southern Europe widely naturalized; bulb breaks up into separate strong-flavored cloves

واژه‌های دیگر با معنی «سير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن