دیکشنری فارسی

itineration

معنی فارسی

سير گردش ازيک جابجايي ديگر وعظ بطريق گردش

تعریف انگلیسی

noun
  1. journeying from place to place preaching or lecturing; a preaching tour or lecturing tour

واژه‌های دیگر با معنی «سير»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن