garnishment
UKgɑːniʃmənt
US'gɑ:nıʃmənt
معنی فارسی
ارايش زينت تامين خواسته يامدعابه حکم تامين خواسته
معنی کامل و مثالها
/gär´nish mǝnt/n.
● تزیین، آرایش، مزین سازی
● (حقوق) دستور توقیف اموال متهم که در ید شخص ثالثی است، اخطار به شخصی که اموال متهم در ید او است (مبنی بر اینکه حق ندارد دارایی متهم را به او تسلیم کند)