toilette معنی فارسی ارايش بزک ميزارايش معنی کامل و مثالها /twä let´/n.● توالت، بزک، آرایش● جامه، لباس، تنپوش واژههای دیگر با معنی «ارايش» flourish ارايش، تزيين، زينت garnishment ارايش، زينت، تامين خواسته يامدعابه inflorescence ارايش، وضع گل، گل کردن toiletry ارايش، بزک، لوازم ارايش toilet ارايش، بزک، ميزارايش decoration ارايش، زينت کرده، نزيين embellishment ارايش، تزيين، پيرايه arrangment ارايش، ترتيب، قرار. inornate بي ارايش، بي اب و رنگ grace-note نت ارايش، نت زينت