garrison house معنی فارسی پادگان ساخلو مستقل پادگان مجزا. واژههای دیگر با معنی «پادگان» garrison پادگان، ساخلو، پادگان نشين کردن casern پادگان، سربازخانه . presidio پادگان، دژ، زندان. px فروشگاه پادگان post exchange فروشگاه اختصاصي پادگان ارتش. commissary store annex شعبه فروشگاه مواد غذايي پادگان sortie حمله پادگان محاصره شده بر محاصره کنندگان campound اردوگاه، پادگان، کمپ نظامي soldiers' home سربازخانه، پادگان. presidial پادگاني، پادگان دار