دیکشنری فارسی

gassy

UKgæsiː

معنی فارسی

گازدار گازمانند پوک پوچ پرباد

معنی کامل و مثال‌ها

/gas´ē/adj.

گازدار، پرگاز، نفاخ

گاز مانند، گازی، به صورت گاز

(عامیانه) چاخان، لافزن

تعریف انگلیسی

adjective
  1. resembling gas
  2. suffering from excessive gas in the alimentary canal

مترادف‌ها

adjective
1. Gas like, gaseous.
2. (Colloquial) Inflated, bombastic, pompous.

واژه‌های دیگر با معنی «گازدار»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن