geap معنی فارسی دنده اسباب. واژههای دیگر با معنی «دنده» gear دنده، چرخ دندانه، اسباب rib دنده، رگه، خط يا راه برجسته costa دنده costal دنده اي، ضلعي dependum ته دنده jackshaft دنده عقب، دنده دو در اتومبيل. costate دنده دار gear wheel چرخ دنده laticostate دنده پهن toothed wheel چرخ دنده